ستايش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گريستم ، گفتند بهانه است
خنديدم ، گفتند ديوانه است
دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم !
« دکتر علي شريعتي»
ستايش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گريستم ، گفتند بهانه است
خنديدم ، گفتند ديوانه است
دنيا را نگه داريد ، مي خواهم پياده شوم !
« دکتر علي شريعتي»
تو به پرواز فکر کن نه به آنها
پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....
نگاه من به هر سو/
پس چرا نيستي پيشم؟/
نگاه خيس تو کو؟/
گوش گوش دوتا گوش، دو دست باز يه اغوش/
بيا بگير قلبمو، يادم تو را فراموش...؟/
چوب چوب يه گردن، جاي نري تو بي من/
دق مي کنم ميميرم، اگه دور بشي از من/
دست دست دو تا پا، ياد تو مونده اينجا/
يادت مي ياد که گفتي:بي تو نمي رم هيچ جا....؟/
من؟ من؟ يه عاشق، همون مجنون سابق
گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زينجا، هوس سفر نداری، ز غبار اين بيابان؟
همه آرزويم اما، چه کنم که بسته پايم به کجا چنين شتابان؟
به هر آن کجا که باشد به جز اين سرا، سرايم
سفرت به خير اما تو و دوستی خدارا چون از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتي به شکوفه ها، به باران برسان سلام ما را
اگر چه دستان اش از ابتذال شکننده تر بود.
هراس من- باری- همه از مردن در سرزمینی ست،
که مزدِ گورکن، از بهای آزادی یِ آدمی، افزون باشد
چند روزی هست حالم دیدنیست حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم گاه بر حافظ تفاءل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت یک غزل آمد که حالم را گرفت:
ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
فكر نكن آدم فروشم،
من گل فروشم.
انشالله اینقدر خدمت میرسم که دیگه رام ندین.
امام علي (ع) فرمود:
آنان که به من بدي کردند مرا هوشيار کردند.
آنان که از من انتقاد کردند به من راه و رسم زندگي آموختند.
آنان که به من بي اعتنايي کردند به من صبر و تحمل آموختند.
آنان که به من خوبي کردند به من مهر و وفا و دوستي آموختند
به موقش میگم چه رشته ای
فعلا خدانگهدار
بدم اومد وقتی وبلگم رو دیدم اخه .........................
بازم ممنونم که در این مدت بازم به فکرم بودین
گفتمش دل ميخري؟
پرسيد چند؟!
گفتمش دل مال تو تنها بخند خنده کرد
و دل ز دستانم ربود
تا به خود باز آمدم او رفته بود
دل ز دستش روي خاک افتاده بود جاي پايش روي دل جا مانده بود
ببخشید که نمیتونم لطفتون رو جبران کنم و بهتون سر بزنم.
بابت عکس ها هم دیگه نمیدونم چه کار باید بکنم. اگه راه کاری هست که بتونه کمکم کنه ممنون میشم اگه بهم بگید.
.
.
. تو رو خدا سر نمازهاتون دعام کنید خیلی گرفتارم .
از یک طرف کنکور از طرف دیگه تهمتا و کارهای دشمنان به ظاهر دوست داره داغونم میکنه.
جون عزیزاتون سر نماز و دعا هاتون منو فراموش نکنید
التماس دعا
من که داشتم درس میخوندم
خوش به حال کسانی که ۱۳ بدر رو زیر بارون گذروندن خوش به حالشون...
دوستي مانند ايستادن روي سيمان خيسه.
اگه بموني رفتنت محال ميشه و
اگه زود بري جاي پات براي هميشه باقي مي مونه
وقتي که بچه بودم
هر شب دعا ميکردم که خدا يک دوچرخه به من بدهد .
بعد فهميدم که اينطوري فايده ندارد .
پس يک دوچرخه دزديدم و دعا کردم که
خدا مرا ببخشد
( بعد از کنکورم یه چیز خیلی مهم در این مورد میخام بگم)
بده در راه خدا
.
.
خفه شدم
هرکاری میکنم امار افراد انلان درست بشه .نمیشه
.
.
بده در راه خدا
صد در دنیا هزار در اخرت نصیبت بشه
.
پیشونیت چیزای خوبی نشون میده. میگه که میتونی کمکم کنی....
.
برم پای درس و مشقم
مثله اینکه زده به کلم
.
همواره منتظر کمک های سبزتان هستم
|
خواستن = توانستن |